♥♥بـــــــــرای تـــــــــــــــو♥♥

مطالب مرتبط

دانلودآهنگ های عماد

وبلاگ دوست داشتنی من

سلام وبلاگ دوست داشتنی من دلم برات خیلی تنگ شده بود حال روزهایم خوب نبود که بیایم و برایت بنویسم حالا که می نویسم اواسط تعطیلات عیدی است که برایم عیدی نبوده خدارو سپاس...که بدتر از این نبود درگیر بیماری سختی شدم که هنوز خوب نشدم خدا رو سپاس که بستری نشدم خدا رو سپاس که خوب میشم خدا رو سپاس که خدا هست خیالم راحته همه چیز حل میشه... همیشه خدا همه چیزا  رو درست میکنه

نمایش ادامه مطلب


هیچ هم برای خودش عالمی دارد

هیچ هم برای خودش عالمی دارد وقتی همه هایت هیچ می شوند ؛ آنوقت هیچ برایت یک دنیاست...

نمایش ادامه مطلب


بعد مدت ها...

مدتهاست که نیامده ام مدتهاست که ننوشته ام .... ​مینوسم تا بماند و بخوانم آن را چند سال بعد شکست و باز شکسته شدن دلم را خوش کرده ام به این جمله ؛ ​هر شکست مقدمه یک  پیروزی بزرگ  است ....   دانلودآهنگ های عماد

نمایش ادامه مطلب


دانلود آهنگ جدید عماد به نام مرحم

دانلود آهنگ جدید عماد به نام مرحم Download New Song By Emad Called Marham دانلود   مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند

نمایش ادامه مطلب


قایم موشک

 دلـــــم هـــــــــوای اون روزها رو کرد! هوای قایم باشک هامون!!!یادتـــــــه؟؟؟   ده، بیس، سی، چل، پنجا شص، هفتاد هشتاد نود صد ! بیام ؟ بییییام ؟ کوچیک که بودیم یادت هست که! بازی می کردیم، قایم باشک ، قایم موشک، اسمش همینا بود ! یادت هست ؟ من سر میذاشتم سینه دیوار ! تو با خنده های نخودیت می رفتی قایم می شدی ! من چشامو می بستم و می شمردم، ده. بیس... و صدای خنده هات می اومد ... بیام ؟ آهسته می گفتی: بیییییااا می اومدم دنبالت، پشت در، گوشه اتاق،  لابه لای پتوها، زیر میز! با خنده هات نشونی میدادی، که بیایم و می اومدم و می خندیدیم و چه شاد و بی خیال از آینده ... حالا، من چشام  باز بازه!!! تو دلم می شمرم!!!  ثانیه ها رو، و روزها رو و ماه ها رو و ... و تو میری، خنده هات رو نشونی نیست رفتنـــــــت رو می بینم امـــــــا ! گم که

نمایش ادامه مطلب


عکسهای بهارانه شهرگلباف

کوچه زهرااینا چی چی های انار  خیابان ولی عصر(عج) گلباف تشکر میکنم از زهراجونم دوست عزیزم بابت فرستادن این عکسها

نمایش ادامه مطلب


تو آنلاینی اما...

تو آنلاینی ؛ اما نه برای با من بودن تو آنلاینی نه برای حرف زدن بامن یادت هست وقتهایی که دلم می گرفت؟ تو تا میفهمیدی دلیلش را میپرسیدی و آرامم میکردی آنقدر آرام که دیگر به آن دلگرفتگی نمی اندیشیدم اما به تو می اندیشیدم وبه عشقت... وچونان دلتنگت میشدم که باز دلم میگرفت از نبودنت ....

نمایش ادامه مطلب


به درک!

راضی ام من به رضایت، همه دنیا ، به درک ! ماهی ام ، هر چه که دور است ز دریا  به درک!   هر که رفته است فدای تو و یک لبخندت تا تو هستی همه کس جز تو خدایا به درک!   من "ندارم" سر دارا شدنم هیچ نبود آنکه داراست رسیده است به سارا ! به درک! من تو را خواسته ام هر چه بهایش باشد شده ام خسته و درمانده و تنها به درک !   گر چه عمری است که مجنون صفتم اما باز پای عشقت که بیفتد من و لیلا به درک!   طاقت دوری تو در من بی طاقت نیست گندم و وسوسه و جنت و حوا به درک!   هر چه تاوان رسیدن به تو باشد ، باشد! حاضرم با تو بیایم به خدا تا به درك 💞 F a e z e h 💞

نمایش ادامه مطلب


زخم های زندگی

  در زندگی گاهی باید علی رغم اندوهمان آهنگی شاد بنوازیم...  

نمایش ادامه مطلب


جیرینگ بغض

دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست این چندمین شب است که خوابم نبرده است ؟ رویای تو ، مقابل من ؛گیج و خط خطی در جیغ جیغ گردش خفاش های پست رویای «من» مقابل «تو»،تو که نیستی دکتر بلند شد و مرا روی تخت بست دارم یواش یواش که از هوش می...روم پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست هی دست دست می کنی و من که مرده ام آن کس که نیست ، خسته شده از هر آنچه هست من از ..کمک!همیشه ..کمک !خسته تر .. کمک مادر یواش آمد و پهلوی من نشست «با احتیاط حمل شود چون شکستنی است» یکهو جیرینگ بغض کسی در گلو شکست ...  

نمایش ادامه مطلب


من همانی هستم که...

  💠خــــــدایــــــــا💠 ...! مـــــــــن همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد؛ می آید سراغت من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه حالا یادت آمد من کی هستم ؟؟ خدایا هر چند دلــــــ💔ـــــم را شکستند . . .اما . . می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که؛ نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم...

نمایش ادامه مطلب


عکسهای خداحافظی

...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... دیگر از چیزی نمی نویسم.... اینجا راحت بنویسم برا

نمایش ادامه مطلب


خلوت دونفره

میان این همه خستگی زندگی میان این هیاهوی آدم هایی که گوشهایم را کر کرده میان تمام دلتنگی ها ودلسنگی هایم میان تهمت هایی که بهم شده میان تمام دردهای تیکه پاره دلم میان این همه آدم شاید کمی خلوت دونفره با خدا چاره خوبی باشد که آرزوی مرگ را کمرنگ تر کند اولین خلوت 3 روزه منو خدا...

نمایش ادامه مطلب


نکات موفقیت در کسب و کار

نکات موفقیت در کسب و کار افراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یک سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند که شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل کسب و کار خود را رونق بخشید. ۱- رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت. ۲- یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود. ۳- به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت. ۴- شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با “نه” گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخو

نمایش ادامه مطلب


تصمیم امروزم

نمیدانم دلم راست گفت یا نه؟ نمیدانم دلم خوب انتخاب کرد یا نه؟ من معتقدم دل نزدیک ترین است به خدا همه تصمیم ها رو با دلم میگیرم البته دلم که انتخاب کرد بعد با اجازه عقلم   امروز به خواستگاری کسی جواب نه دادم که مدعی بود خیلی دوستم داره و... بعد از شنیدن جواب نه با کلی ناراحتی و ناامیدی و کلی جمله هایی که تا حالا از کسی نشنیده بودم گفت در من مشکلی دیدی که نه گفتی؟ گفتم نه مشکل از دل منه نمیدونم خاله اش انگار من زدم پسرشون رو کشتم طلب کارم بود میگفت بااین چیکار کردی؟! آخه مگه من مسئول حال بد شدنشم؟ نمیدونم دلم یکم ناآرومه میگم نکنه دلش شکسته باشه ولی خب منم نمیتونم که با کسی از روی ترحم زندگی کنم   (خدایا خودت دل ناآروممو آروم کن)   نمیدونم دلم گفت نه شاید حکمتی هست... امیدوارم تصمیم خوبی گرفته باشم

نمایش ادامه مطلب


جمعه لعنتی

لعنت به این جمعه هایی که به جز گریه چیزی برایم ندارد سخت ترین چیز دنیا اینه پشت تلفن وقتی با مادرت حرف میزنی و بغض خفت میکنه اما به زور قورتش میدی که نکنه مامانم بفهمه وغصه بخوره نکنه مامانم با صدای بلند جلو بابات بگه چرا گریه میکنی؟! اونوقت بابامم غصه میخوره هروقت زنگ میزنم خونه مامان بابام میپرسن درسات چطورن؟ خوب میخونی؟منم میگم بد نیستن... مامانم میگه برو غذاتوبخور خسته ای... نمیدونن بابا دخترشون هرچی میخونه جز درس... اومدم یکی از حسابای تلگراممو دلیت کردم میخواستم همه چیو پاک کنم این جو گرفتگی موقتیه تو وجود من کاش این عصبانیت من بود... اونوقته که من بخودم بیام همین الان تصمیم گرفتم کانال نگاه رو پاک کنم احساس شکست میکنم با این همه زحمتی که براش کشیدم روز به روز از تعداد عضوهاش کم بشه چقد تبلیغ اخه؟ چقد عضو شدن تو گروه های مضحک و

نمایش ادامه مطلب


خسته از دنیای مجازی

این روزها زیادی سرم گرم است... حواسم به همه چیز هست جز خودم... لبخند هایم را پشت این دنیای مجازی ام جا گذاشتم کارم شده پست و پست گذاشتن در کانال نگاه به خیال خودم روزی جبران خواهد کرد میروم دانشگاه و می آیم تحولی نیست... حال خوشی ندارم... خسته شده ام از منی که درگیر شده با مجازی خسته از دروغ های مجازی آدمها خسته از تبلیغات بی سرو ته خسته از آوارگی این وبگردی های نامعلومم خسته از ....      

نمایش ادامه مطلب


14و15فروردین95

شاید بچگونه باشه رفتارم اما وقتی عزیزدرونه باشی بچه آخر باشی با یه عالم وابستگی میفهمی چقد سخته دور شدن دوباره از پدر مادر دیروز مامانمو بغل کردمو کلی گریه کردم مامانم مثه اون روزا که بچه بودم شعر میخوند برام تا آروم شم الانم که می نویسم باز گریه اومد سراغم یه چیز جالب !وقتی گریه میاد سراغتون به هر دلیلی بخندید! دیگه گریه وبغض هرچی هست میره وسراغتون نمیاد ماشین دور کرده بود مامانم میخواست بره علف ببره بابام حیرون من شده بود مامانم وسایلمو آماده کرد وبابامم نگران بود نکنه ماشین دور بیاد به شب بخورم جداشدن ازشون سخت تر میشد هر ثانیه که عقربه های ساعت جلومیرفتن تا اینکه بابام گف بیا بریم بنزین بزنیم اگه ماشین نیومد صبح زود خودم میرسونمت همچین اومدیم بیرون صدای بوق ماشین اومد دیگه روبوسی و اینا تا سوار شدم تا وقتی خواستم برسم بابام دو بار زنگ

نمایش ادامه مطلب


دلنوشته

دیشب دلم شکست.... آخرین باری که گریه کردم بهمن 94 بود وقتی رفته بودم مشهد _______.....__________......_________....._________ سخته زیرپتو یواشکی گریه کنی وقتی دلت به اندازه همه دنیاشکسته وقتی دلت آغوش مادرتومیخواد وقتی آروم هق هق میکنی تانکنه صداتو بابات بشنفه که بیداره آروم گریه میکنم نکنه مامانم غصه هاش بیشتر شه آروم اشکهامو پاک میکنم تنها کسی که کنارمه خـــــداســـت نمیدونم ازش دلگیر بشم یا ... اما نه نمیشه ازخــــدا دلگیر شد تقصیر خودم بود تقصیر خودم بود که عشق باور زندگیم شده تقصیر خودم بود که عشق پاکمو خرج کسی جز خـــدا کردم منی که قلبمو گذاشتم کف دستم وباز اعتماد کردم به کسی که آروم آروم اومد توزندگیم وعاشقم کرد ههههههه خندم میگیره با اینکه دلم شکسته ازش اما هنوز منتظر تک زنگ بیدارشدنش از خوابم میدونم دوسم داره اما میدون

نمایش ادامه مطلب


سیزده به در من

دیروز انگار تمام آوار دنیا سرم خراب شد وقتی دیروز عصر خواب بودم صدای تلق تلوق بود چشامو از زیر پتو باز کردم دیدم بابام داره چایی دم میکنه استکان ولیوان هم برداشت بعد رفت شیرینی هم برداشت دیگه تا ته ماجرا رو خوندم داغ کردم دیگه کوره عصبانیت بودم بابایی که روز سیزده تا عصر تو خونه بود یه تعارف نکرد دخترم بیا بریم تو باغ دلت واشه هه! رفت تو باغ با اون زن هرزه صیغه ایش همون زنی که قبل از به دنیا اومدن من مثه بختک شده رو زندگیمون تا زن بابام شه همون زنی که همیشه حق ما و مامانمو داده بهش همون زنی که ابجیم بخاطرش تا مرزخودکشی رسید همونی زنی که یه بار میخواست مامانمو بکشه ومارو یتیم کنه همون زنی که شده عزیزدل پدرم بابام بخاطر اون چهار حرفی(ج ...) چقد دست رو مامانم بلند کرد هنوز جای زدناش روی پیشونی مامانم هست استخونا قلمپ کردن بیرون ل

نمایش ادامه مطلب


عیدنوروزتوخونه ما (از قدیم تا امروز)

از اوضاع خونه می نویسم امسال عید خونه تکونی نکردیم ریشه های جاز(شیرین بیان) بابایی رو حیاط رو پر کرده بودن ونمیشد کاری کرد حیاط خونه ما کوچیک و اگه یه ذره آب هم رو حیاط ریخته میشد آب میرف زیر ریشه ها و ریشه هم نم دار میشدن و یه ضرر مالی بزرگ میخورد همیشه از عیدنوروز بدم میومد وتنفر دارم بهش عید که میشه اوضاع مالی ایقد خراب میشه که... باید جوش شیرینی ومیوه وآجیل رو داشته باشی تا حسرت خوردن نداشتن ونخریدن لباس عید ودیدن لباس خوشکلای دختر عموهاودختر عمه ها همه اینا از بچگی عقده شده واسم حتی بابام هم از عید متنفره میگه هیچ فایده ای بجز ضرر واسه ما نداره هیچ خوشی توش نی نه مهمونی درستی نه یه سفر  نه تفریح حتی سیزده بدر هم که همه مردم میرن گردش و تفریح ما تو خونه ایم و هیچ واکنشی انجام نمیشه قبلا که ابجیام اینا مجردن بودن هنوز دسته

نمایش ادامه مطلب


آخرین پست سال 1394

انگار همین دیروز بود که سال تحویل شد چه زود گذشت ... با تمام خوبی ها و بدی هایش با تمام بی پولی هایش با تمام غصه هایش اما خدایا شکرت امسال ماه رمضان بود که بعد 9سال ابجیم از سفر اومد امسال بود که بعد4سال رفتم مشهد....خیلی خوش گذشت امسال بود که بابا و مامانم رفتن کربلا امسال بود که طراحی سایت یاد گرفتم امسال بود که باز با خیلی از آدما آشنا شدم و صمیمی مثل؛  مهندس فاطمی ؛مهندسی IT  که با اخلاق خوب و تواضعشون خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم استاد عزیزم خانم قطبی،استادگلم خانم شهریاری؛ که خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم وکمک کردن بهم آقای محمدجواد اسدی همشهری خوبم ؛ که بهم انگیزه دادند و چیزای زیادی ازشون یاد گرفتم آقای علیرضا اسدی دوست خوبم ؛ جوانی که با وجود سرطان از تلاشها و اهداف زندگیش دست بر نمیداره وهرروز بهتر از قبل پیش میره با اینکه سنش از

نمایش ادامه مطلب


بعدمدت ها

بعد مدت ها آمده ام که بنویسم از چه بنویسم هم خودم نمیدانم خیلی وقت است چیزی از دلم ننوشته ام خیلی وقت است که هیچ یادم نیست از خودم شاید مشغله های ذهنی ، شاید پروژه ها وتکالیف درسی ، شاید تلگرام ، شاید بزرگ شدنم مرا باز میدارد از نوشتن ... مرا باز میدارد از چیزهایی که قبلا با آنها آرامش پیدا میکردم وامروز شده است آرزویم درتنهایی هایم : اینجا نوشتن....اینجا وقت تلف کردن؛ سگش شرف دارد به پست گذاشتن در گروه ها وکانال های تلگرام لعنتی کاش میتوانستم کاش میشد اراده ام مرا یاری کند که کارهایی که نباید را انجام ندهم مهم نیست کسی اینجا نوشته هایم را بخواند یا نه؟ مهم اینه من عاشق وبلاگمم  

نمایش ادامه مطلب


شکوفه های زمستانی

امروز دلموون گرفته بود با زهرا رفتیم شاهزاده محمد نمیدونم درخت چی بود ولی شکوفه داده بود یعنی امسال برف نمیباره؟   یعنی کرمان .....؟    

نمایش ادامه مطلب


زیبایی یک زن

Beauty of a Woman زیبایی یک زن The beauty of a woman Is not in the clothes she wears… The figure she carries Or the way she combs her hair زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده… ژستی که گرفته و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست     The beauty of a woman must be seen from her eyes Because that is the doorway to her heart, The place where love resides زیبایی یک زن باید از چشماش دیده بشه به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه The beauty of a woman Is not in a facial mole But true beauty in a woman is reflected in her soul زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره It is the caring that she lovingly gives The passion that she shows The beauty of a woman Wit

نمایش ادامه مطلب


بدون شرح

دلم هوای غروبت را کرده همان غروبی که وقتی به آسمانت می نگرم کوه هایت را می بینم اینجا شهربزرگ است خسته شدم از بس که آسمان را از لای این ساختمان های بزرگ تماشاکردم اینجا هوایش آلوده است هوایش را که استشمام میکنم گردوغبار می گیرد وجودم توسعه را دوست دارم اما دلم آرامش می خواهد همان آرامشی که در گلباف توسعه نیافته ام پیدا می شود و در بلبشو(هم همه) این شهربزرگ یافت نمیشود اگر بگویم دلم برای گلبافم تنگ شده بهانه است من دلم برای پدرو مادرم تنگ شده...

نمایش ادامه مطلب


لحظه های تنهاییم

تو لحظه های زندگیم همیشه تنهام نمیخوام به مد این روزای آدمای مجازی به چیزی وانمود کنم من آدم ساده ای هستم کاری به مد ندارم . . امشبم مثه همیشه تنهام ولی آرومم همینکه از اون گاوزبون هایی دم کردم که مامانم با دستای خودش چیده همینکه یه آهنگ گوش کنم من آروم میشم با حضور خدا . من حوصله خیلی چیزا که بقیه باهاش تنها نیستن ندارم   . من تنهایی رودوس دارم چون؛ فرصتی است برای قدر دانستن از چیزایی که وقتی بهشون نزدیکم قدرشون رو نمیدونم . خدایا تنها خواهشم اینه که اونقدر خودتو بهم نزدیک کن تا نیاز نداشته باشم برای فرار از تنهایی هام آویزون کسی کنم . خدایا برای اینکه بهم فرصت زندگی دادی سپاس .

نمایش ادامه مطلب


مانده ام حیران

  خدایا! مانده ام حیران عجب دنیایی...! عجب آدمهایی...! وای عجب روزگاری...! دیوانه میشود آدم ...! از خواسته های این آدمها....! دوستشان بداری یک دردسر دوستشان نداری دردسری دیگر نباشند تنهاییم باشند تنهاترت میکنند خدایا خودت عاقلمان کن...  

نمایش ادامه مطلب


ارامش یعنی...

آرامش یعنی یه جای دنج  بایه رفیق عزیز.... آرامش لحظه ایه که وقتی به دیگران هیچ توجهی نکنی وفقط دنیا رو با رفیقت ببینی و بس... دنیا بزرگه ومیتونی دوستهای زیادی پیداکنی اما فقط دوستای باوفا و با معرفت و مهربون اند که بدونشون زندگی برات سخت میشه  

نمایش ادامه مطلب


بفهم رهاکرده است تورا!!

  یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام آرام وسرد گفت:که در طالع شما... قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا... با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد! گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها آخر شروع کرد به تفسیر فال من... با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا اینجا فقط دو خط موازی نشسته است یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا انگار بی امان به سرم ضربه میزدند یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟ گفتم درست نیست، از اول نگاه کن فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را....!!!

نمایش ادامه مطلب


داستان کوتاه دختربچه شیعه ومدیروهابیش

    سؤال یک دختربچه ۹ ساله شیعه از مدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی به جز سکوت برایش نیافتند: ما در کلاس ۲۴ نفر هستیم، معلم ما وقتی می خواد از کلاس بیرون بره به من میگه: خانم محمدی، شما مبصر باش تا نظم کلاس به هم نریزه. و به بچه ها میگه: بچه ها، گوش به حرف مبصر کنید تا برگردم . شما میگید پیامبر (ص) از دنیا رفت و کسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد؟ آیا پیامبر (ص) به اندازه معلم ما بلد نبود که یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه اسلامی به هم نریزد؟! جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا؛ کارش دارم. دانش آموز رفت و فردا با دوستش اومد. مدیر گفت: پس چرا ولیتو نیاوردی؟ مگه نگفتم ولیتو بیار؟ دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه. مدیر عصبانی شد و گفت: منظور من از ولی، سرپرسته، پدرته؛

نمایش ادامه مطلب


شعرطنزشبکه های اجتماعی(صابرقدیمی)

در مذمت  استفاده بی رویه و غیر منظقی از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی آنلاین. عمر خود را پای بازی باختیم زندگی های مجازی ساختیم گرچه از گوشی شدیدا خسته ایم  ما به نت آلاتمان وابسته ایم زندگی مان را مجازی زیستیم  در حقیقت هیچ چیزی نیستیم چت نمودم در ترافیکِ شدید  تا ترافیکِ نت من ته کشید «ما چو مرغانی حریص و بی نوا» در کف نت مانده ایم آه ای خدا ای خدا جانم، مده این قدر گیر  جان بگیر از من، ولی نت را مگیر نور چشمانم! چراغ وای فای!  وای بر هر جای بی نت، وای وای  در گروهم یک مدیر لایقم  چون که شادی می‌گذارم لای غم فیلتر و سانسور و قیچی چون بد است  در قوانین گروهم آمده است: «هیچ آدابی و ترتیبی مجوی  هرچه می خواهد دل تنگت بگوی» چت بکن با هرکه در دافان سر است  «این خطا از صد ثوا

نمایش ادامه مطلب


میم مثل مرد

💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕 این نوشته از وبلاگ خانمی به‌ نام "مژگان" برداشته شده، به نظرم خیلی جالبه، اونهم از یک خانم ایرانی !! یک وقت هایی فکر میکنيم مرد بودن، چقدر می تواند غمگین باشد!!، هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید... هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند... هیچ انجمنی، با پسوند «... مردان» خاص نمیشود...!!، مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند... این روزها، همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از ۱۸ سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رس

نمایش ادامه مطلب


آهنگ های جدید

میخوام چندتا آهنگ خوب از نکس وان موزیک براتون بزارم که خواننده هاشون رودوس دارم البته صداشون رو دانلود آهنگ جدید پویا سالکی به نام دل کندم دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام کجا میری دانلود آهنگ جدید محمد بی باک به نام خوشحالم من دانلود آهنگ جدید عادل دادار و پیمان شمس به نام سرگرم عاشقی دانلود آهنگ جدید بهمن ستاری به نام دل به تو بستم

نمایش ادامه مطلب


حادثه تاسف باروترسناک

حادثه ای تاسف بار و عبرت انگیز داستانی واقعی زیر توسط یک فرد غسال ، تعریف شده ، ایشون خود این ماجرا را دیده برای ما تعریف کرده.   به دلیل حفظ آبروی میت و خانواده ش از آوردن نام شخص و یا مکان اتفاق افتاده معذوریم. ایشون فقط برای عبرت مسلمانان حاضر شدند ماجرارو تعریف کند. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 ماجرا از این جا شروع شد که یک جوانی را که تازه فوت شده بود را برای غسل و کفن به غسال خانه آورده می شود تا وی را غسل کنند. ماجرا را از زبان آقای غسال مطالعه بفرمائید.  میگوید وقتی که جوان را برای غسل کردن بردیم ميخواستیم لباس های او را از بدن خارج کنیم اما از بس که لباس های تنگ و اندامی بود نتوانستیم آنها را از بدنش خارج کرده و مجبور شدیم با قیچی لباس هایش را برش داده و شروع به غسل کردن او شویم. اما ماجرا از آنجا شروع شد که وقتی سربندی که هنگام مرگ بر سرش بسته بود را باز کردیم بوی بس

نمایش ادامه مطلب


بنام مادرمهربانم مینوسم

امشب بی تابانه دستانم رادور گردنت حلقه کردم دستت رابوسیدم دستی که مرا بزرگ کرده برایم زحمت کشیده هنوز آرام نگرفتم حتی با درآغوش گرفتنت دلتنگ آن روزهایی  هستم که دیگر نه با داد وهوارت از خواب بیدارنشوم عاشق آن لحظه هایی ام که تو غر می زنی ومن میخندم؛ هستم نمیدانم درحال گریه چگونه بنویسم برایت مادرمهربانم تو بهترین مادر دنیایی چگونه وصف کنم تورا؟ که گریه امانم نمیده از الان نگرانم چگونه بی تو روزهای غربتم رابگذرانم اما بخاطرآرزوهای قشنگ تو وبادعاهای تو  من تحمل میکنم فدای مادرم شوم که عاشقانه میپرستمش فدای مادرم شوم که جوانی اش را به پایم گذاشت فدای مادرم شوم که مهربانیش همیشه شرمنده ام میکند خدایا خواهش میکنم....من بدون مادرم یه لحظه هم دووم نمیارم خودت مواظبش باش ...   مادرم مرا ببخش.... میدانم دختر خوبی نیستم اما خعلی دوستت دارم

نمایش ادامه مطلب


پسرعاشق

به رسم دله عاشقم مینوسم به حرمت همان عشقی که اگرنباشد نفسم بند می آید کمی مینوسم برای پسرعاشقی که؛                             عاشق بود اما عشقش عاشقش نبود                                                                                 گریه کرد اما عشقش باز عاشقش نشد &nb

نمایش ادامه مطلب


ختم سوره یاسین ازمحمداحسان کاظم نیا

ختم سوره یاسین خعلی خعلی دل نشینه روزهای جمعه در شبکه یک سیما بعداز دعای ندبه  حدود ساعتای 8ونیم  

نمایش ادامه مطلب


زهرا... گوکی

    از اول راهنمایی تو مدرسه نمونه دولتی پیامبر اعظم هم کلاسی بودیم. دختر آرومی بود.دوست صمیمیش که هم کلاسی دبستانش هم بود فاطمه السادات میرتاج الدینی(سیدرضا)بود. سال سوم تواردوی مشهد باهم بودیم.خخخخ دوتا کله خراب نترس هردتامون گوشی مخفی بردیم همراهمون  ههههه یادش بخیر سال اول دبیرستان تومدرسه سمیه تنهاآشنایی که دیدم اون بود. کنارهم نشستیم....باهم بودیم....تو همه اون سالهای مدرسه فانتزیم داشتن یه جور دوستی بود که باهاش تجربه کردم. تو شوخی های بچه ها کسی روش دست بلند میکرد پوستشو میکندم.روی همه چیزش حساس بودم فرودین سال91همون سال تحصیلی بود که 4اردبیهشت دومین سفراردویی مون رو باهم رفتیم مشهد...ههههه بردنمون تو حسین خونه(حسینیه) توسفرمون خیلیابودن باهاشون خیلی ماجراها داشتیم.کنارش خیلی خوش گذشت. تابستون همون سال یه روز خی

نمایش ادامه مطلب


میناپیام

بعد دوسه هفته از دانشگاه مینا اومد وتخت خالی اتاق پرشد. از جزئیات یادم نیس اما یه دخترخوبه بنام «میناپیام» اهل نوق رفسنجونه، دانشجوی مترجمی زبان پیام نور اضافه شده بود به دوستام مینا بنظرم روزایی که نمیشناختمش مشکوک بود. هههههههه بگذریم ماخیلی باهم خاطره داریم. از روزترسناک درجنگل قائم بگیرتا محفل 3تایی مون تو باغچه مرشد که باخاطره میرفتیم. نزدیکای ولینتاین بود یه روز سه تایی رفتیم مجتمع اباصالح طبقه همکف ازعروسک فروشی هر کردوم یه عروسک خردیدم منو مینا واسه خودمون وخاطره هم.. اینم مینا وعوسکش یهویی این روزای آخری ترم بهار منو هانیه ومینا بودیم ودیونه بازیامون یه روز مینا پیرهن مردونه هانی روپوشید باخط چشم ریش وسیبل کشیدوکلاهشو گذاشت. هانی هم رژلب قرمز کیمیاروزد وچادرنمازشوپوشید هانی عروس شد و مینا داماد ههههه کلی عکس

نمایش ادامه مطلب


قبولی درکنکور

اواخر شهریور بود بیشتراز یک ماهی بود افسردگی کامل گرفته بودم. بعداز شب دومین شب قدر... روزها پرخاشگر ، بی حوصله ، گوشه گیر و شبها باصدای بلند آهنگ هندزفریم وگریه به زور خوابم میبرد.  یه روز ساعتای 7ونیمی بود که از توخواب باصدای زنگ گوشیم بیدارشدم خیلی تعجب کردم.وقتی جواب دادم فاطی(فاطمه آراسته)بود. گفت کد ملیتو بفرس ببینم توکنکورقبول شدی یانه؟ فرستادم ...داشتم از نگرانی میمیردم بارم خیلی مهم بود که قبول بشم. یهو گفت قبول شدی از خوشحالی هنگ بودم. بهترین خبری که تو عمرم که شنیدنش  اشکمو درآورد خبرقبولی دانشگاهم بود همون دانشگاه وهمون رتبه ای که میخواستم از خدا قبولی دانشگاه فاطمه الزهرا کرمان_روزانه اش رو میخواستم که بارتبه 3131  بهش رسیدم. نمیدونستم چیکارکنم رفتم به مامانم گفتم بعد به بابام وای چه حس خوبی داشتم.

نمایش ادامه مطلب


دعای مجیر

سلام طاعات همگی قبول از امشب خواندن دعای مجیر فراموش نشه که خواندش در شبهای 13 ،14،15 ماه مبارک بسیار سفارش شده 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃دعای مجیر در بين دعاها از جايگاه بلندى برخوردار است و از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله روايت شده و دعايى است كه جبرئيل براى آن‏ حضرت هنگامى كه در مقام ابراهيم مشغول نماز بودند آورد و كفعمى در«بلد الامين»و«مصباح»اين دعا را ذكر نموده و در حاشيه آن به فضيلت آن اشاره كرده،از جمله اينكه هر كه اين دعا را در«ايام البيض»[روزهاى سيزدهم و چهارهم و پانزدهم]ماه رمضان بخواند گناهش آمرزيده مى‏شود،هرچند به عدد دانه‏هاى باران و برگهاى درختان و ريگهاى بيابان باشد.و خواندن آن براى شفاى‏ بيمار و اداى دين و بى‏نيازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🌴دعای مجیر🌴 بسْمِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سُبْحَانَكَ يَا اللَّ

نمایش ادامه مطلب


بعضی از پسراخیلی بیشعورن

روز آخری(روز اول ماه رمضان پنجشنبه گذشته) که با مینا وهانیه رفتیم بیرون روی پل آزادی که راه میرفتیم یه چند تا پسرهم از کنارمون رد شدن یکیشون به بقیه گف:"سبیلای این اندازه موهای...من بود" اخه پسر ایقد بیشعور؟ هیشکی نیس بهشون بگه خودتون ایقد ابرو برمیدارید، مو رنگ میکنید، کرم سفید کننده ، رژلب و... میزنید ما هیچی میگیم که حامله هم میشی یانه؟ حالاکه من به حرمت حرف مادرم که به سنتهای قدیمی پایبنده سبیل نگه داشتم باید اینجور بگی؟ حالا هی دوستام میگن چرا دانشگاه دخترونه، کتابخونه دخترونه نمیدونن پسراخیلی بیشعورن!!    

نمایش ادامه مطلب


نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید ... ! دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که ... راهشان را گـــــم می کنند ! نـــــــه میتوانی خبری دهی... !!! و نــــــــه خبری بگیری...  

نمایش ادامه مطلب


چندجمله برای پدرم

*چندجمله برای پدرم* نمیدانم برایت چه ارزش دارد که اشک چشمان مادرم را درمی آوری ودلش رامیشکنی؟ . . . اماشاید این شهوت لامصب است که چشمت راکورکرده پدرم! . . . باشد پدر! تو به همان زن صیغه ای ات برس من هم غربت دور از مادرم رامیکشم . . حق مادر مهربان من این نبود . . آهای روزگار! حواست به این مردهای شهوت پرستت باشد آهای روزگار! حواست باشد این بار آخرت باشد اشک مادرم را درمی آوری. من تحمل ندارم نفسم را گریان کنی.....

نمایش ادامه مطلب


آغوش من

  آغوش من فقط اندازه تو جا دارد... اگر خوب گوش کنی... این ضربان های تند و پی در پی قلبم را می شنوی... تو را فریاد می زنند... مخاطب کلامم که هیچ.... مخاطب ضربان های قلبم هم تویی....قلب

نمایش ادامه مطلب


افــــت غیرت وحیا

  اسمش شده مـــــــــــد!!! شلوار لــــــی را برایمان فرستادند،اول زیاد هم بــــد نبود،   بعد شد آفـــــــــت غیرت و حیا   پسرانه اش از بالا کوتاه شـــد و دخترانه اش از پایین   چادر شــد مانتو های بلند،مانتو ها ذره ذره آب رفت،   حالا دیگر باید آن را بلــــــــــوز نامید،   چادر چادری ها هم کم کم تبدیل به شنــــــل شده،   یا آنقــــــدر نازک که   بودنش طعنه ایست به نبودنش   حالا که دیگر شلـــــوار جایش را به ساپـــورت داده،   روسری ها هم که از عقب و جلو آب رفته!   مانده ام فردا فرزندان این نســــــل هنوز هم   مـــــــــــــــــادر را اسوه پاکی و   پــــــــــــــــــــدر را مظهر مردانگی میدانند؟!!! .

نمایش ادامه مطلب



حال این روزهای من

  این روزا خیلی سخت میگذره برام ... شاید مقدمه ای برامه که از پیله لوس بازی های بچه گانه ام دربیام. شاید این سختی ها میخواد یه دختره تیتیش مامانی و نازنازی بابایی رو بزرگ کنه! نمیدونم واقعا... شاید زندگی همیشه سخته!! شاید هم بقول باباجونم بعد از سختی کشیدنه که اسایش ورفاه داری. مات و مبهوت موندم با این سختیها چه کنم؟ دیگه کسی کنارم نیست براش ناز بیارم خیلی تنهاتر ازاون روزایی هستم که تو اتاقم تنهاییمو فریاد میزدم. اون روزا مامان بابام کنارم بودن و ابجی و بچه های ابجی و... اما الان هیشکــــــــــی نیست... تـــــــنـــــهــــــاـم .ــ.ــ. اون روزا تو مدرسه چقد ناز واسه دوستام می اوردم واسه چیزای الکی ... اگه گریه میکردم فاطی بغلم میکرد و مهلا وافسانه چقد مسخره بازی درمی اوردن تا حالم خوب شه... امـــــــــــــــــــا ... الان چی؟ دــ

نمایش ادامه مطلب


معجزه

خدایا! من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد اما انگار تو معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا...! . . . معجزه...

نمایش ادامه مطلب


خیلی سختمــــــــــهـ

      خیلی سختمــــه....                   این غربت عجیب...                                این تنهایی وسیع....                                          این بی کسی های پیاپی....                                                    این درد های

نمایش ادامه مطلب


خدایاتوهم اره؟؟؟

دلم گرفته ... میدونی مبهوت موندم که خدا چرا قلب ادم رو اینطوری افرید که عاشق شه یا ادمارو دوست داشته باشه؟؟؟ اخه هروقت یه نفر رو خیلی دوست دارمو فکر نبودش دیونم میکنه وناخداگاه اشکمو درمیاره خداهمون لحظه نقشه میکشه که ازم بگیردش از خدا گله دارم که باعث شکستن دلم میشه... اهای میشنوی خداااا؟؟ خیلی دوست دارم .... اما میترسم دیگه یه نفر رو خیلی دوست داشته باشم میترسم ازم بگیریش.... خدایا چرا حسادت میکنی؟؟ تو که خودت منو افریدی؟؟ حالا دوست نداری مخلوقتو دوست بدارم؟؟؟ خدایامیشه کمی صداتو بلندترکنی؟؟ کًٌرشدم از فریاد روزگار؟؟  

نمایش ادامه مطلب



عکسهایی ازگلباف من

سلام من به گلباف   ×××××××××××××××××××××××××××××××××  آن طلوع وغروب بی نظیرش ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××× به آن سرو هزار ساله اش   ××××××××××××××××××××××××××&time

نمایش ادامه مطلب


خدایاتنهام نذار

خـدایـــا مـےتونَـم چـَند لَـح ـظــہ بـاهـاتـ خَلـوَتـ کـُنـــَم؟ قـولـ مـ ــے دَهـَم بیـشـتَر اَز چَ ـند لَـحظـہ وَقـتـت را نَـگـیـرَم گـــوشِـتـ ُ بــیار جـ ِلـــو… بیــا نَـزدیــکـ ـتَـر… مـَـن خَ ـستـ ِه اَم مــےشنَوـے؟….●•٠·   سـآکـتـ کـهـ میشی فـکـر میکُنـَنـد نمــیدونی , حـرفی ندآری! نهـ !   کسی کـهـ سـآکتـه… بیشتـر از همـهـ “حــرف دآره” همهـ چی رو میدونـهــ !   امـآ دیگـهـ بریده ! خستـهـ شده … دستم به آرزوهایم نمی رسد آرزوهایم بسیار دورند…   ولی درخت سبز صبرم می گوید: امیدی هست…خدایی هست…   این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد… &

نمایش ادامه مطلب


خدایا منوببخش

  ♥♥ خدایا ♥♥ ببخش اگه دنیاتو میفروشم به یه نگاه عشقم ببخش اگه یکیو دارم برام خدایی میکنه ببخش اگه عشقمو بیشتر از جونی که تو بم دادی دوســـღــــش دارم ʘ͜͡ʘ ببخش اگه بعضی وقتا سرت داد زدمو عشقمو ازت خواستم ببخش اگه یه موقعهایی عاشقانه میپرستمش ببخش اگه ارامــــــــشم خلاصه میشه تو صداش ♥♥ خدایا ♥♥ ببخش اگه دنیاتو نمیخوام اگه دنیام نباشـــهــ خـــــــــــــــــدایادوسش دارم . . . . ××××~~~~این متن دارای هیچ فرد مورونظری نیست~~~~××××

نمایش ادامه مطلب


عکسهای20اسفندکرمان

امروز صبح وقتی با صدای بچه ها بیدار شدم ساعت 6  صحنه برفی حیاط رو دیدم عجب روز پر برکتی بود....خدایا شکرت...! خوابگاه من   خیابان شهید بهشتی کوچه خوابگاه میدان آزادی-کرمان حیف عکسای دیگه شخصی هستن  ونمیشه اینجا گذاشت... هواتون برفی....

نمایش ادامه مطلب


همین الان

  هَـمیشه بـآید کَسـی باشد   کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد   هَـمیشه بـآید کسـی باشد   تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـآنه‌ات بفهمد   بـآید کسی باشد   کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد   کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد…   کسی بـآشد   کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد   کسی بـآشد   کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن  بفهمد به توجّهش احتیآج داری بفهمد کـــہ درد دارے   کـــہ زندگی درد دارد   بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچک تنگــ شده استــ   بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران…   براے بوسیـدَنش…   براے یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است   همی

نمایش ادامه مطلب


به سلامتی...

    بــِ سلامتیـ اونـ حسـ هاییـ کـ نمیشهـ بــِ اشتراکـ گذاشتـ نــَ تو نِتــــ وَ نـــَ جایــِ دیگهـ! فقط باید بریزیـ توخودتـ..

نمایش ادامه مطلب


حجم بی کسی

  تمـــام حجــم بی کســی ام را درهـدفـونـی پنـهان میـکنـم.... خـوده خسـته ام را میـان آدمـهای شـهر تاشـاید..... به انـدازه ی چنـدخیـابـان..... فرامـوش کنـم کــه زمیـن هیــچـوقــت... بـرای"مــــن" نــچـــرخیــد...

نمایش ادامه مطلب


عشقم عشق جدیدمبارک

آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنین تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا *لعنتی  کاش هیچوقت باهات اشنا نمیشدم* درد غریبیست “تنهایی” و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد… *خدایا خیلی تنهام...* دفتر نوشته هایم را سفید میگذارم، بی تو بودن نوشتن ندارد، درد دارد.. *درد هامو کشیدم؛ماه ها گذشته از آن روزهایی که دردمندانه بودنت رامیخواستم*   هیچوقت عاشق متفاوت ترین ها نشو، چون همین متفاوت ترین آدما به متفاوت ترین شیوه قلبت را می شکنند. *......حرفی برای گفتن ندارم....سکوت تلخ ام گویای درد هامه*   به سادگی رفت ؛ نه اینکه دوستم نداشت ! نه ، فهمید خیلی دوستش دارم ! *وقتی عاشقت شدم باید می رفتی؟!قبلتر که عاشقم بودی چرا نرفتی؟!*  

نمایش ادامه مطلب


ایام فاطمیه تسلیت

این را به هوای کـربــلا پست کنم…؟ یااین که به مشهدالرضا پست کنم…؟ یک نامه نوشتم ام برایت بـــی بـــــی! این را به نشانی کـــــجـــــــا پست کنم…؟ اَلــــسـَٓـــلامُ عَلَیـــکَ یــــا فـــــاطِــــمَـــــهَ الـــــزهرا عید امسال پر از بوی گل یاس شده و پر از خاطره های گندم و دستاس شده همه دشت گواهند که با بوی بهار عطر یک خانه آتش زده احساس شده ایام شهادت و سوگواری بانوی عاطفه ها تسلیت باد   تا ابد این نکته را انشاء کنید پای این طومار را امضاء کنید هر کجا ماندید در کل امور رو به سوی حضرت زهرا (س) کنید

نمایش ادامه مطلب


اگه دلت گرفته...اگه...

اگه دلت گرفته؛ اگر فکر می کنی هیچی آرومت نمی کنه؛ اگه از همه کس و همه چی خسته شدی؛ اگه بی حوصله شدی؛ اگه از ته دل ناراحتی؛ اگه مدام اتفاقای بد می افته؛ اگه هیچ کس درکت نمی کنه؛ اگه… اگه… اگه… بدون فقط یه کار باید بکنی… نگاهتو عوض کنی! . خدا خیلی دوستت داره که وقتی درس نمی خونی نمره ت بد می شه. اگه نمره ت خوب می شد تو دیگه درس نمی خوندی و اتفاقای بدتری برات می افتاد. . خدا خیلی دوستت داره که وقتی اشتباهی می کنی مامان دعوات می کنه… اگه دعوات نمی کرد تو مدام اشتباه می کردی و زندگیت نابود می شد. خدا خیلی دوستت داره که همه بهت گیر می دن. این نشون می ده که برای خیلی ها مهمی و دوست ندارن از دست بری… . خدا خیلی دوستت داره که امروز ماشین خراب بود و تو دیرتر به کلاست رسیدی.

نمایش ادامه مطلب


تمام حرفایم ...

همه حرفایم را جداگذاشتم پشت لبخندهای تلخم که روی لبانم چهره ام را شاد نشان میدهد...

نمایش ادامه مطلب


بوی تنهایی ام

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد                  در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی                   ببین اندام تنهاییم را که در لحظه های خاکستری در انتظار طلوع خورشید است                           این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی

نمایش ادامه مطلب


چرادانشجودرس نمیخونه؟

میگن یه دانشجو چرا درس نمیخونه؟ یه سال۳۶۵ روزه ۵۲ روزش جمعه است, میمونه ۳۱۳ روز حداقل ۵۰ روز تعطیلات تابستانی داریم میمونه ۲۶۳ روز میانگین هر روز ۸ ساعت میخوابیم این میشه ۱۲۲ روز و باقی میمونه۱۴۱ روز … هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم این میشه ۱۵ روز و باقی میمونه۱۲۶ روز روزی ۲ ساعت خورد و خوراک این میشه ۳۰ روز و باقی میمونه ۹۶ روز میانگین روزی ۴ ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر, ساعتهای خالی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه این میشه ۶۰ روز و باقی میمونه ۳۶ روز ۳۱ روز تعطیلات رسمی سالانه, میمونه ۵ روز خوب عزیزم ما هم آدمیم سالی ۴ روزم مریض میشیم میمونه یه روز, چه تصادفی اون یه روزم روز تولدمه تموم شد و رفت..!!! امیدوارم همه قانع شده باشن…!

نمایش ادامه مطلب


تاریخ گذشته شدم

دلـَــتـ را خــُوش نـَکـن بـه ایــن “دوسـتـتـ دارمـ ـ” هــا … تـَمـامـشـان تـــاریـــخ مـَصـرفـ دارنـد . . .   یک روز تنهایند می آیند کنارت...هه احساسشان را به دروغ بیان میکنند “دوسـتـتـ دارمـ ـ” بعد چند وقت بی احساس میشوند. بهت بی تفاوت میشوند. بعد 6ماه دیگه براشون تکراری میشی. دیگه همون ادمه تنهایه بیکار همیشه کار داره سرش شلوغه وقت برای تو نداره اصن یه وضی... ختم کلوم وخلاصه بگم اون رابطه دیگه مرده دووووووووووووووورشو خط بکش حتی اگه دوسش داری حتی اگه بونش نمیتونی حتی اگه دیییییییییییییییییونشی میفهمی؟ خدابگم چیکارشون نکنه میان تو قلبمون لونه میکنن وبمب میذارن تو زندگیت با این کاراشون منفجرمیکنن زندگیتو. لعنتیا اصن نمیدونم چطوری دلتو میبرن که خودتم نمیفهمی چجوری خرمیشی!!

نمایش ادامه مطلب


  گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن… . زانـوهـایـت را بغـل بگـیـر و یک دل سـیـر گــریـه کـن…  شــایـد لازم باشــد میـان گــریه هـایـت بگــویی . .:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::. . خــدایا! ببخـش آن گـناهـانم را کـه دعــایم را حــبـس کــرده اسـت… خدایا ! ببخش تمام خریتهایم را که باعث شکستن عهدهایم شدم...

نمایش ادامه مطلب


من موتوروعروسکم

. . . من به آرزوهایم رسیدم ومیرسم.... همدم جدید من که پایی برای رفتن از کنارم راندارد. عروسک ناز من کنارم هست همیشه.... بدون اینکه ادعایی داشته باشد حرفایم رامیشنود بدون اینکه منت بگذارد کنارم میماند... عروسک من همدم تنهایی هایم دوستت دارم...

نمایش ادامه مطلب


بارفقا خوشم...

روز دوشنبه 20 بهمن 93 آسمان ابری بود ونسیم می وزید.وهوا کمی سرد من   خاطره  مینا  واین خیابانها.... -من   خاطره  مینا  در کاط ومانتوهای 25000تومنی -من   خاطره  مینا در خانه وکاشانه درجست وجوی کفش برای خاطره -من   خاطره  مینا ؛پاساژاباصاح وعروسکهایمان -من   خاطره  مینا ؛بی پولی وساندویچ ونهار -من   خاطره  مینا ؛درباغچه مرشد(اخرین مقصد ما) نهار رو تو مرشد خوردیم.منوخاطره همبر ومینا فلافل خیلی خوش گذشت... . .  

نمایش ادامه مطلب


متنفرم ازمردها

. . . نامه تکان دهنده یک مرد به زنان سرزمین ایران ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﻭ ” ﺁﻗﺎ “ﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ‏(ﺑﻌﯿﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺍﻗﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ‏) ﺗﻮﯼ ﭘﯿﺞ ” ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ” ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﺪﻧﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯﻟﻄﻒ ﻧﯿﺴﺖ … ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﺷﺮﻡ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ…   ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺗﺮﺳﺖ، ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ ” ﭘﺴﺮﺍ ﺷﯿﺮﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺸﯿﺮﻥ، ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻣﻮﺷﻦ ﻣﺜﻞ ﺧﺮﮔﻮﺷﻦ ” ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ” ﻟﺒﺎﺳﺖ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺁﺭﺍﯾﺸﺖ ﺭﻭ ﮐﻢ ﮐﻦ !! ” ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ ﺗﻮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻧﮑﻦ، ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!! ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯽ؟ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺱ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺣﻤﺎﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ !! ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺣ

نمایش ادامه مطلب


شعورروی فرم

    دختــــره بینـــی عمل میکنه تا به چشـــم بیاد پسره باشگاه بدنسازی میره تا جلب توجه کنه ! امـــا … خدا وکیلی چند بار شعور مون رو عمل کردیم تا رو فرم بیاد ؟    

نمایش ادامه مطلب


خدایا امشب خیلی تنهام

. . .   خدایا امشب خیلی تنهام…   دلم برای تنهایی میسوزه…… چرا هیچکس اون رو دوست نداره؟ مگه اون چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیه که هیچکس اون رو نمیخواد؟؟؟ دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی اون رفته بود… تنهای تنها نیمه شب اون رو مرده کنارحوض خانه پیدا کردم از گریه چشماش قرمز بود… . . . راش گریستم آخه اون از تنهایی مرده بود…. ….تنهایی مرد و من تنهاتر شدم…. انگشتانت را به من قرض بده برای شمردن لحظه های نبودنت … کم آورده ام!.. ببین دارم گریه می کنم برای فاصله هایی که آمدند و بی هیچ سلام و سوالی میان سادگی های ما نشستند. برای ابرهای بارانی که آمدند… که آمدند و تا بی نهایت علاقه ی ما سایه انداختند. بگذارآنقدر بارن ببارد تا گل

نمایش ادامه مطلب


نفسم دوستت دارم

تو آشپزخونه بودم اومدم تو اتاق بچه ها گفتن گوشیت زنگ میخوره... یهو دیدم زهرا روی حیاط وایساده.دیگه رفتم جلو ودست  وبوسو هووووورا هووووورا هووورا....     ☆✘..زهرا ی من دوستت دارم. ♥ ☆ امروز خیلی خوش گذشت باتو.... هم ماشین سواری کودکانه مان... هم         تو یعنی نفس من.... نفس من=عشق وجون وتمام علاقه واحساس من... من عاشقانه هایم رابرای تو مینوسم ای نفس من... جمله "رفیق من" برایت سنگین است....من باتو زنده ام وباتونفس میکشم نه بارفاقتت... امروز بهترین روز من بود...

نمایش ادامه مطلب


نامه ای به خودم

سلام دنیای من! حالت که خوب است؟ چه خبراداری که من ندارم؟ هههه چه خبر ازروزگار نامرد ؟ ازقلب شکسته ات چی ، خبر داری؟ ترمیم شده یا نه؟ میدانم....میدانم دیگر هیچ نگو! خودم میدانم آدمها برایت عجب روزگاری ساخته اند الهی الهی....الهی بمیرم غمت رو نبینم عزیزم عزیزم خب تقصیر خودت است دیگر باآن قلب مهربانت.... وقتی کسی رادوست داری دیگر فراموشش نمیکنی...این خاصیت توست میدانم.... اماکاش عوض شوی!!! مثل آنها باش ! ببین چه راحت دیگریادت نمیکنند؟!چه راحت دلشان برای تو تنگ نمیشود؟! اصلا برای نبودنت هم غصه نمیخورند؟!و چه راحت برایشان غریبه شدی وفراموشت کردند...! اخر این رسم زمانه امروز است... توهنوز بچه ای نمیفهمی.... عاقل که باشی دیگر همه انهایی که برایشان مهم نیستی رافراموش میکنی... اصلا بیا همه آدمها رافراموش کن چه میشود مگر؟ اینطور قلب آرامت ترست

نمایش ادامه مطلب


دقایقی با نیما یوشیج...

                            دکتر نیستم... اما برایت 10 دقیقه راه رفتن روی جدول کنار خیابان را تجویز می کنم، تا بفهمی عاقل بودن چیز خوبی است، اما دیوانگی قشنگ تر است... برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز می کنمف تا بفهمی هنوز هم میشود بی منت محبت کرد... به تو پیشنهاد می کنم گاهی بلند بخندی... هرکجا که هستی... یک نفر همیشه منتظر خنده های توست... دکتر نیستم، اما به تو پیشنهاد می کنم که شاد باشی! خورشید، هر روز صبح به خاطر زنده بودن من و تو طلوع می کند! هرگز منتظر فردای خیالی نباش... سهمت را از شادی زندگی همین امروز بگیر... فراموش نکن!!! مقصد همیشه جایی در انتهای مسیر نیست، مقصد از لذت بردن در قدمهاییست که بر میداریم! چایت را بنوش...

نمایش ادامه مطلب


شام دانشجویی اتاق104

شب 26 آذر93 حالم خوب بود. خوشی زد زیر دلم بلند شدیم با رقیه غذادرست کنیم. اون مرغ درست کرد ومنم سیب زمینی سرخ کردم وکار تزئین روانجام دادم. شام دانشجویی با دانشجوهای اتاق104 الان که دارم مینوسم ؛ صبح جمعه28 آذر خاطره خوابه وگرنه ؛ کامنت میذاشت "او دگه!!" رقیه خوابه وگرنه ؛لبخندملیحی میزدومیگف"عزییییزم" میناخوابه وگرنه ؛(خب نمیدونم میناچیکارمیکرد چند شخصیتیه نمیشناسمش) فاطی کماندو هم که رفته خونه وگرنه ؛باصدای بلند میخندید:"هاهاهاهیهاها" ومن.... واین بچه های اتاق104خوابگاهه عصمتیه واقع درآزادی                                         وبعداز غذا::::::::  

نمایش ادامه مطلب


بیابریم عباسعلی

  دلم که میگیرد آرامش میخواهد....آرامش یعنی کسی که آرامم کند. دراین حال واحوال این روزهای من نزدیکترین آرامشگاه "عباسعلی"است.واقع درخیابان پروین اعتصامی من دارم میرم بیا بریم زیارت فقط کافیه کلیک کنی تا یه زیارت مجازی کنی. کلیک کن      

نمایش ادامه مطلب


روزهای دانشجویی من

به ایده بچه ها دفتر خاطرات زندگی دانشجویی رو باز کردیم. تا روزهای خوب و تلخ این دوران قشنگ تودل این وبلاگ نگه داشته بشه.

نمایش ادامه مطلب


مرگ عشقم

بعضی وقتها یادم می آید ؛ آن حرفها...خنده ها...باهم بودنها...شب زنده داری ها آن روزها تو بودی و من و دوست داشتن هایمان... هه عجب روزهای سنگینی بود... هنوز خسته ام ازآن حجم سنگین بودنت... هه خنده داراست اما عشقمان نه آغازش مشخص بود ونه پایانش... بدون سلام عاشق شدیم وبدون خدافظی تمام کردیم... بامداد شاهد اشکهای دلتنگی من است توکه همیشه بیداری از ان بپرس... من نمیخواهم دیگر برگردی...نمیخواهم دیگرباشی...نمیخواهم مال من باشی... اما این دل لاکردارمن هنوز دوستت دارد.... این دلم هنوز روی تکه های شکسته اش نام تو است.... نه میشود فراموشت کرد ونه ... فقط میشود با دوست داشتنت به زندگی ادامه داد... چند ماهی است که کنارهم نیستیم ؛ اما استاد ریاضی وقتی روتخته نوشت : (af(x))=af(x) دلم که نه اما یادم برایت تنگ شد... هیچ جا کنارهم نیستیم جز درفرمول های ریاضی....

نمایش ادامه مطلب