♥♥بـــــــــرای تـــــــــــــــو♥♥

مطالب مرتبط

عکسهای شهر گلباف

عکسهای بهارانه شهرگلباف

کوچه زهرااینا چی چی های انار  خیابان ولی عصر(عج) گلباف تشکر میکنم از زهراجونم دوست عزیزم بابت فرستادن این عکسها

نمایش ادامه مطلب


عکسهای خداحافظی

...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــــــــFـــــــــــــــــــــ... ...ـــــــــــــــــــHــــــــــEــــــــZـــــــــEـــــــــــAـــ عکسهای شهر گلباف

نمایش ادامه مطلب


سیزده به در من

دیروز انگار تمام آوار دنیا سرم خراب شد وقتی دیروز عصر خواب بودم صدای تلق تلوق بود چشامو از زیر پتو باز کردم دیدم بابام داره چایی دم میکنه استکان ولیوان هم برداشت بعد رفت شیرینی هم برداشت دیگه تا ته ماجرا رو خوندم داغ کردم دیگه کوره عصبانیت بودم بابایی که روز سیزده تا عصر تو خونه بود یه تعارف نکرد دخترم بیا بریم تو باغ دلت واشه هه! رفت تو باغ با اون زن هرزه صیغه ایش همون زنی که قبل از به دنیا اومدن من مثه بختک شده رو زندگیمون تا زن بابام شه همون زنی که ه

نمایش ادامه مطلب


عیدنوروزتوخونه ما (از قدیم تا امروز)

از اوضاع خونه می نویسم امسال عید خونه تکونی نکردیم ریشه های جاز(شیرین بیان) بابایی رو حیاط رو پر کرده بودن ونمیشد کاری کرد حیاط خونه ما کوچیک و اگه یه ذره آب هم رو حیاط ریخته میشد آب میرف زیر ریشه ها و ریشه هم نم دار میشدن و یه ضرر مالی بزرگ میخورد همیشه از عیدنوروز بدم میومد وتنفر دارم بهش عید که میشه اوضاع مالی ایقد خراب میشه که... باید جوش شیرینی ومیوه وآجیل رو داشته باشی تا حسرت خوردن نداشتن ونخریدن لباس عید ودیدن لباس خوشکلای دختر عموهاودختر عمه ها همه اینا

نمایش ادامه مطلب


آخرین پست سال 1394

انگار همین دیروز بود که سال تحویل شد چه زود گذشت ... با تمام خوبی ها و بدی هایش با تمام بی پولی هایش با تمام غصه هایش اما خدایا شکرت امسال ماه رمضان بود که بعد 9سال ابجیم از سفر اومد امسال بود که بعد4سال رفتم مشهد....خیلی خوش گذشت امسال بود که بابا و مامانم رفتن کربلا امسال بود که طراحی سایت یاد گرفتم امسال بود که باز با خیلی از آدما آشنا شدم و صمیمی مثل؛  مهندس فاطمی ؛مهندسی IT  که با اخلاق خوب و تواضعشون خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم استاد عزیزم خانم

نمایش ادامه مطلب


بدون شرح

دلم هوای غروبت را کرده همان غروبی که وقتی به آسمانت می نگرم کوه هایت را می بینم اینجا شهربزرگ است خسته شدم از بس که آسمان را از لای این ساختمان های بزرگ تماشاکردم اینجا هوایش آلوده است هوایش را که استشمام میکنم گردوغبار می گیرد وجودم توسعه را دوست دارم اما دلم آرامش می خواهد همان آرامشی که در گلباف توسعه نیافته ام پیدا می شود و در بلبشو(هم همه) این شهربزرگ یافت نمیشود اگر بگویم دلم برای گلبافم تنگ شده بهانه است من دلم برای پدرو مادرم تنگ شده...

نمایش ادامه مطلب


تعطیلات تابستانم تمام شد

امروز با فاطی جون عازم کرمان هستیم . . هنوز نرفته دلم تنگ شده   برا مامانم برابابام براابجیام برابچه هاشون برااتاقم براباغمون براگلبافم براآرامشو رفاهم . . . امسال تابستان خوشم گذشت . . رفتنی که باشی باید بروی...

نمایش ادامه مطلب


جمعه گلباف

جمعه گلباف.... عجیب حال وهوای زندگی داشت از کوچه مان که رد میشدم  همسایه هامان  امده بودند گلباف جمعه به خاطره جشنواره عجیب شلوغ بود حیف من نه واقعیشودیدم نه پخش مستقیمشو امیدوارم شهرعزیزم گلباف خعلی خعلی پیشرفت کنه

نمایش ادامه مطلب


قبولی درکنکور

اواخر شهریور بود بیشتراز یک ماهی بود افسردگی کامل گرفته بودم. بعداز شب دومین شب قدر... روزها پرخاشگر ، بی حوصله ، گوشه گیر و شبها باصدای بلند آهنگ هندزفریم وگریه به زور خوابم میبرد.  یه روز ساعتای 7ونیمی بود که از توخواب باصدای زنگ گوشیم بیدارشدم خیلی تعجب کردم.وقتی جواب دادم فاطی(فاطمه آراسته)بود. گفت کد ملیتو بفرس ببینم توکنکورقبول شدی یانه؟ فرستادم ...داشتم از نگرانی میمیردم بارم خیلی مهم بود که قبول بشم. یهو گفت قبول شدی از خوشحالی هنگ بودم. ب

نمایش ادامه مطلب


سیاهی چادرم

چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش ‏رنگ‏ ترين زن‏هاست را میزند. چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مى‏آيند تا لذت ببرند، ذره‏ اى به تو محل نمى‏گذارند. چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و... راه مى‏رويد و صد قافله دل كثيف!! همره شما نيست. چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهى‏گيرى شيطان براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد. چه لذتى دار

نمایش ادامه مطلب


عکسهایی ازگلباف من

سلام من به گلباف   ×××××××××××××××××××××××××××××××××  آن طلوع وغروب بی نظیرش ××××××××××××××××××××××××××××

نمایش ادامه مطلب


عکسهای20اسفندکرمان

امروز صبح وقتی با صدای بچه ها بیدار شدم ساعت 6  صحنه برفی حیاط رو دیدم عجب روز پر برکتی بود....خدایا شکرت...! خوابگاه من   خیابان شهید بهشتی کوچه خوابگاه میدان آزادی-کرمان حیف عکسای دیگه شخصی هستن  ونمیشه اینجا گذاشت... هواتون برفی....

نمایش ادامه مطلب


مزاحم نشو اقا!!!

خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟ خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟ خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟ ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصــلا” اهل این حرفـــــها نبود… این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد. به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خس

نمایش ادامه مطلب


شهرمن

. . . دلم برای خونه مون تنگ شده... دلم برای یک لحظه کنار مامان بابام تنگ شده....  

نمایش ادامه مطلب