داستان کوتاه دختربچه شیعه ومدیروهابیش | بلاگ

داستان کوتاه دختربچه شیعه ومدیروهابیش

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب













دانلود آهنگ

یاعلی

 

 

سؤال یک دختربچه ۹ ساله شیعه از مدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی به جز سکوت برایش نیافتند:
ما در کلاس ۲۴ نفر هستیم، معلم ما وقتی می خواد از کلاس بیرون بره

به من میگه: خانم محمدی، شما مبصر باش تا نظم کلاس به هم نریزه.
و به بچه ها میگه: بچه ها، گوش به حرف مبصر کنید تا برگردم .


شما میگید پیامبر (ص) از دنیا رفت و کسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد؟

آیا پیامبر (ص) به اندازه معلم ما بلد نبود که یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه اسلامی به هم نریزد؟!
جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا؛ کارش دارم.


دانش آموز رفت و فردا با دوستش اومد.


مدیر گفت: پس چرا ولیتو نیاوردی؟ مگه نگفتم ولیتو بیار؟


دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه.


مدیر عصبانی شد و گفت: منظور من از ولی، سرپرسته، پدرته؛ رفتی دوستتو آوردی؟


دانش آموز گفت: نشد دیگه.

این جا میگی ولی یعنی سرپرست؛

پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست، میگید معنی ولی میشه دوست؟!


بنازم به این بچه شیعه.

"یاعلی" 🌹🌹🌹🌹🌹

داستان کوتاه,بچه شیعه,داستان بچه شیعه,...
نویسنده : ▒▒▒░♥♡Faezeh am♡♥░▒▒▒ بازدید : 368 تاريخ : سه شنبه 24 شهريور 1394 ساعت: 7:07