سیزده به در من

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب













    دانلود آهنگ

    برچسب ها

    دیروز انگار تمام آوار دنیا سرم خراب شد

    وقتی دیروز عصر خواب بودم

    صدای تلق تلوق بود
    چشامو از زیر پتو باز کردم دیدم بابام داره چایی دم میکنه

    استکان ولیوان هم برداشت

    بعد رفت شیرینی هم برداشت

    دیگه تا ته ماجرا رو خوندم

    داغ کردم دیگه

    کوره عصبانیت بودم

    بابایی که روز سیزده تا عصر تو خونه بود

    یه تعارف نکرد دخترم بیا بریم تو باغ دلت واشه

    هه!

    رفت تو باغ با اون زن هرزه صیغه ایش

    همون زنی که قبل از به دنیا اومدن من

    مثه بختک شده رو زندگیمون تا زن بابام شه

    همون زنی که همیشه حق ما و مامانمو داده بهش

    همون زنی که ابجیم بخاطرش تا مرزخودکشی رسید

    همونی زنی که یه بار میخواست مامانمو بکشه ومارو یتیم کنه

    همون زنی که شده عزیزدل پدرم

    بابام بخاطر اون چهار حرفی(ج ...) چقد دست رو مامانم بلند کرد

    هنوز جای زدناش روی پیشونی مامانم هست

    استخونا قلمپ کردن بیرون

    لعنت به این قانون که برای این پدر هوس باز مجازاتی نذاشته

    لعنت به این دنیایی که مامان فرشته منو به گریه انداخت

    لعنت به همه این زندگی  که جز درد برامون چیزی نداشت

    منم زنگ زدم ابجی لیلام گفتم بیاین میخواهیم بریم سیزده تو باغ مامانی (کنار خونمونه)

    چایی دم کردمو تخمه اینا برداشتمو رفتم ابجیمم اومد

    😊یه سیزده خوب کنار مامانمو ابجیم وشوهرش و بچها☺️

    عکسهای سیزده رو بعد میزارم الان تو گوشی ابجیمند

    خلاصه یه نقشه ای ریختم سر این زن پیرسگ بابام

    یه جوری باید یه طوفان بپا کنم بندازمش بیرون

    خدایا خودت کمک کن

     

     

     

    نویسنده : ▒▒▒░♥♡Faezeh am♡♥░▒▒▒ بازدید : 247 تاريخ : 14 فروردين 1395 ساعت: 8:35

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :