فناوری یعنی...
-
تاریخ: 1393/9/16 ساعت: 9:43
خانواده خوشبخت
-
تاریخ: 1393/9/13 ساعت: 10:2
شعرخوانی سیدزهرا شایگان
-
تاریخ: 1393/9/12 ساعت: 9:2
هی دختر
-
تاریخ: 1393/9/10 ساعت: 9:13
هى دختر...! بيا ميخواهم رازى را بگويم پسرها عروسک ندارند! درد دل کردن و حرف زدن را ياد ندارند! نگاه کن فقط بلدند اسباب بازيهايشان راپرت کنند! پسرها اشک هم ندارند! مى ترسند مرديشان زير سوال برود!!! مى شنوى؟؟ ته صدايش،گريه اى بى صداست با يک اغوش ساده, قلب هر مردى را ميشود بدست اورد.نگاهش کن؟؟ وقتى خست...
هوای خودم
-
تاریخ: 1393/9/9 ساعت: 19:10
همین!!! این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم !! دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم وهراس از دست دادن را .....هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد دلم هوای خودم را کرده است ... همین...
مرگ عشقم
-
تاریخ: 1393/9/9 ساعت: 18:52
بعضی وقتها یادم می آید ؛ آن حرفها...خنده ها...باهم بودنها...شب زنده داری ها آن روزها تو بودی و من و دوست داشتن هایمان... هه عجب روزهای سنگینی بود... هنوز خسته ام ازآن حجم سنگین بودنت... هه خنده داراست اما عشقمان نه آغازش مشخص بود ونه پایانش... بدون سلام عاشق شدیم وبدون خدافظی تمام کردیم... بامداد شا...
فال ساعت
-
تاریخ: 1393/9/6 ساعت: 9:41
بعضیا میگن که اگر وقتی روساع نگاه کنی و ساعت عددهاش برابر هم باشه کسی بهت فکرمیکنه... اون بعضیا راست میگن آ... اما بعضیا اومدن براش فال ساختن....ماکه اعتقاددنداریم بهش شماچی؟
بهانه دارم...
-
تاریخ: 1393/9/5 ساعت: 0:41
آدمیزاد است دیگر... گاهی کلی دلیل برای رفتن دارد، اما دنبال یک بهانه میگردد که بماند !!!
یه شبایی...
-
تاریخ: 1393/9/5 ساعت: 0:34
یه ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﺍﺻـﻦ ﻧـﮕـﺬﺷـﺖ ﺍﻣـﺎ ﻣـﺎ ﺍﺯﺵ ﮔـﺬﺷـﺘـﯿـﻢ ..•• ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﻫـﻢ ﺑـﺪ ﮔـﺬﺷـﺖ ..•• ﺳـﺨـﺖ ﮔـﺬﺷـت ..•• ﺑـﺎ ﺩﺭﺩ ﮔـﺬﺷــﺖ ..•• ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾـﻢ ﺍﻣـﺎ ﺟـﺰ ﺩﻟـﻤـﻮﻥ ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺻـﺪﺍﻣـﻮﻧـﻮ ﻧـﺸـﻨـﯿـﺪ ..•• ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﻫـﻤـﻪ ﭼـﯽ ﺑـﻮﺩ ب جز ﺍﻭﻧـﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎﯾـﺪ می بوﺩ ..•• ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﻫـﻮﺍ ﻋـﺠـﯿـﺐ ﺩﻭﻧـﻔـﺮﻩ ...
دنیایم...
-
تاریخ: 1393/9/5 ساعت: 0:28
دنیایم پر است از دست هایی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها.. دنیای من پر از آدم هایی است که فقط فعل هایی را صرف می کنند که برایشان صرف داشته باشد.. دهانم پر از حرف است ولی با دهان پر که نمیشود حرف زد!!
نگران نباش
-
تاریخ: 1394/1/18 ساعت: 3:54
نـگــرآن فـردآیت نـبـاش, خــدآی دیـروز وآمــروزت, فردآ هم هستــــ دوست من!!!
آدمیزاد..
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 12:29
ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ... ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ ... ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﻧﺒﺮﯾﺪ ... ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﻫﻢ ﻧﺰﻧﯿﺪﺵ، ﭼﻪ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﯾﺎ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ! ﺁﺩﻣﯽ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩ، ﺷﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺶ، ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺵ، ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ، ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ! ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ...
یاابوالفضل
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 12:19
بومیاد!
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 12:14
ﺑﻮﯼ ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ... !!! ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧـﻢ ﺟﻤﺎﻋﺘـﯽ ﭘﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠـﺎﺯﯼ،ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﻨﺪ "ﻋﻤﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ " . . . . . . . . ﻧﻪ ﻧﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﯾﺪ ﻏﺬﺍﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩ ﺳﻮﺧﺖ
عشقهای من
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 12:06
من عشقهایم راپیداکرده ام.... دیگرعاشقی هایم رامیگذارم برای معشوقه هایم.... حرف چرندی نیست... دیگر میخواهم فرمانروای سرزمین عشق باشم نه عشق فرمانروای من! حرف زیادی است دیگراگرتمام دنیاهم تنهایم بگذارند وبروندهم میگویم بدرک! اصلا معنانداره واسم... بی لیاقتهابهتراست بروندازکنارم... من گذشتم ازهمه اونای...
رفتی؟
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 11:59
فقط یه ایرانی میتونه...
-
تاریخ: 1393/8/21 ساعت: 9:54
فقط یه ایرانی میتونه یه جمله با 19فعل بسازه ... داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم ... نه فاعلي نه مفعولي نه قيدي نه صفتی!.
قشنگه حتما بخون
-
تاریخ: 1393/8/11 ساعت: 16:10
پسر وقتی به خودش اومد دید که روی تخت بیمارستان زیر سرم خوابیده . چیزی یادش نبود میخواست از روی تخت بلند بشه که یه دست گرم از بلند شدنش جلو گیری کرد . برگشت و نگاه کرد دست پدرش بود تا حالا پدر رو اینطوری ندیده بود پدر طبق معمول تسبیح چوبی قشنگش توی دستش بود و شبنم اشکش ریش سفیدشو خیس کرده بود . خواست...
مشک
-
تاریخ: 1393/8/9 ساعت: 21:22
ای مشک تو لااقل وفا داری کن/ من دست ندارم تو مرا یاری کن من وعده ی آب تو به اصغر دادم یک جرعه برای او نگهداری کن ای مشک نگاه کن به بالای سرم زهرا نشسته آبروداری کن”
عشق یعنی...
-
تاریخ: 1393/8/1 ساعت: 17:14
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان ...